عماد الدين حسن بن علي الطبري

44

كامل بهائى ( فارسي )

فصل سوم اكثر اهل سنت اثبات رؤيت كنند و گويند خداى را به چشم توان ديدن « 1 » . أجاب عنه ، شيعه مىگويند كه صحت رويت مشروط است به سه شرط ، سلامت حاسهء چشم ، و صحت رؤيت مرئى ، و عدم حجاب . و امروز هر سه شرط حاصل است ، اگر اللّه تعالى ديدنى بودى بايستى كه ما امروز ديدمى و چون نمىبينيم دليل است بر آنكه او ديدنى نيست . و نيز اگر ديدنى بودى و ديدن بر او روا بودى او جسم بودى ، يا جوهر ، يا عرض ، و اين محال است زيرا كه اين اشياء حادث‌اند و او تعالى قديم است . و نيز حق تعالى گفت : لَنْ تَرانِي وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ ( اعراف 139 ) اى موسى هرگز نبينى مرا و لكن نظر كن به كوه تا تجلى و قدرت من بينى ، عجب كه موسى با جلالت و عظمت و مرتبهء نبوت نتوانست ديدن او را ، جاهل چگونه تواند ديد . سؤال ؟ چون رؤيت بر وى محال بود موسى عليه السّلام چرا گفت : أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ ( اعراف 139 ) موسى گفت خدايا خود را به من نمائى تا نظر كنم به سوى تو و انبياء سؤال از محال نكنند . الجواب عنه ، موسى عليه السّلام در استدعاى رؤيت مجبور بود و مقهور كما قال اللّه تعالى : يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً مِنَ السَّماءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ ( نساء 152 ) يعنى سؤال مىكنند اهل كتاب از تو اين كه فرستاده شود بر ايشان كتابى از آسمان پس به تحقيق كه سؤال كردند از موسى بزرگتر از اين پس گفتند بما بنماى خداى را آشكار پس گرفت ايشان را صاعقه و هلاك كرد ، و اگر بالتماس رويت مصيب بودندى حق تعالى ايشان را به صاعقه هلاك نكردى و نگفتى « فقد سألوا موسى أكبر من ذلك » . و شيعه ، هم دليل عقلى دارند و هم نقلى ، و اهل سنت تمسك به دليل نقلى كنند و بس . نقل ايشان بنقل ما معارض شد و ترجيح با ماست بدليل عقلى ، و نيز دليل نقلى ايشان را تأويلات است . و اظهر دلالت بر استحالت رؤيت قوله تعالى : لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ

--> ( 1 ) - اشاعره قائل به رؤيت خدا هستند . دلائل الصدق 1 / 107 و كشف المراد 411